۵ روش برای افزایش کیفیت تدوین فیلم

اگر مدتی طولانی روی یک پروژه تدوین تمرکز کنید، دقت شما در توجه به جزییات کم می‌شود و ذهن و چشم به دیدن پروژه در همان وضعیت اولیه عادت می‌کند.

در این حالت، تغییر و تصحیح کار تبدیل به یک چالش فرسایشی می‌شود. زیرا نمی‌توانید فیلم را آن‌طور که واقعاً هست ببینید.

در این مقاله، ۵ روش که کمک می‌کنند تا دید جدیدی در تدوین فیلم پیدا کنید را بررسی می‌کنیم.

 

۱ـ با چشم دیگران ببینید

بهترین راه برای بررسی پروژه از نگاه دیگران، دعوت از آن‌ها برای دیدن و نظرسنجی درباره نتیجه کار است.

با اینکار شما می‌توانید کات‌های اشتباه، لحظات گیج کننده و قسمت‌هایی که خسته کننده شده‌اند را پیدا کنید. به علاوه شما صداهایی را که به درستی میکس نشده‌اند می‌شنوید.

با اینکه که تدوینگرها دوست دارند بگویند «کار هنوز تمام نشده»، با نشان دادن پروژه نیمه‌کاره به دیگران متوجه می‌شوید که چه چیزی درست کار می‌کند و چه چیزی نیاز به تغییر دارد.

با این روش می‌توانید واکنش مخاطب را هم ببینید و به نقاط قوت و مشکلات کار پی ببرد و آن‌ها را برطرف کنید.

 

۲ـ بی‌صدا ببینید

قطع کردن صدا و نگاه کردن به تصاویر، شیوه‌ای است که بزرگان تدوین مانند والتر مرچ و جو واکر از آن استفاده کرده‌اند. جو واکر (تدوینگر فیلم‌های سیکاریو و ضربه شلاق) می‌گوید:

«ما تدوین با اسپیکر خاموش را دوست داریم! مانند کاری که در فیلم سیکاریو انجام دادیم و گاهی آن را به عنوان فیلمی صامت تدوین کردیم. اگر شما بتوانید فقط با تصاویر داستان را پیش ببرید و بگویید چه اتفاقی افتاده است، پس داستان به درستی کار می‌کند. این کار، شما را در داستانگویی سرسخت می‌کند».

همچنین تمرکز بر تصاویر به شما کمک می‌کند ریتم شات‌ها و تصاویر را بهتر بررسی کنید. مثلاً یک صحنه اکشن زمانی‌که افکت‌های صوتی و موسیقی خاموش باشند بسیار آرام‌تر حس می‌شود.

نوع دیگر این ایده می‌تواند به این صورت باشد که فیلم را سیاه و سفید ببینید، یا حتی تصاویر را وارونه کنید تا نحوه نگاه معمولتان را بشکنید.

 

۳ـ بدون تصویر بررسی کنید

این حالت برعکس حالت قبلی است و شما با خاموش کردن تصاویر و فقط گوش دادن به تدوین، در مسیر کاملاً جدیدی قرار می‌گیرید.

تدوینگران فیلم مستند از این روش (ویرایش رادیویی) در تدوین اولیه استفاده می‌کنند. تنها با کار کردن روی صداها یا لحظات مهم، شما می‌توانید به اولین چیدمان درست در مکان‌های درست دست پیدا کنید، زیرا دیالوگ‌ها بیشترین اطلاعات برای پیشبرد داستان را در خود دارند.

تنها با گوش دادن کامل به کل پروژه می‌توانید تشخیص دهید ریتم کجاها کار می‌کند و کجاها خیر، صداهای اضافی از دیالوگ‌ها را حذف کنید و متوجه شوید که کجاها باید برای دیالوگ سکوت بگذارید. همچنین می‌توانید به کیفیت میکس صدا نیز پی ببرید، که چه زمانی بیش از حد از افکت صوتی استفاده شده یا چه زمانی صدا بیش از حد بلند است.

قبل از اینکه هر تدوینی را تمام کنید، ارزش دارد که نکته‌های ۲ و ۳ را حداقل یکبار امتحان کنید.

 

۴ـ ترفندهای جو واکر

«ریتم، نمایش سریع و پشت هم وقایع بدون اینکه به کسی اجازه احساس کردن بدهید، نیست. شما باید به لحظاتی که مهم هستند و می‌خواهید روی آن‌ها تأکید کنید، مکث اضافه کنید. شما مجبورید برای به‌دست آوردن چیزی، چیز دیگری را فدا کنید. باید به داستان حسی از زمان بدهید.

من یک ترفند برای اینکار دارم: زمانی‌که فیلم در حالت خوبی است و شما درحال اتمام تدوین هستید، شماره صحنه‌ها را روی یک کاغذ نوشته و بعد به‌صورت تصادفی یکی از آن‌ها را بردارید. سپس به آن صحنه نگاه کنید، فقط آن صحنه. شاید باید یکبار دیگر بررسی شود. این بهترین راه ممکن نیست؟

در پایان فیلم‌ها صحنه‌هایی وجود دارند که شاید به خوبی بهترین لحظات فیلم نباشند. اینکار مانع از بی‌دقتی است. دیگران را با گفتن اینکه به چه چیزی فکر کنند خسته نکنید. به مخاطب اجازه دهید تا خودش توجه خود را به یک کاراکتر یا یک شات جلب کند».

این ایده که یک صحنه را به‌صورت تصادفی انتخاب کرده و دوباره ارزیابی کنید، یک راه جالب است برای اینکه یک دید تازه در مورد هر صحنه به‌دست آورید.

حتی اگر روی یک پروژه کار می‌کنید که صحنه محور نیست، بازهم می‌توانید از این راهکار استفاده کنید. به این صورت که پروژه‌تان را به قسمت‌های کوچک‌تر تقسیم کنید و آن‌ها را روی یک کاغذ بنویسید و همان انتخاب تصادفی را انجام دهید.

 

۵ـ فاصله

اگر بتوانید پروژه‌تان را برای مدتی کنار بگذارید، (حداقل ۲۴ ساعت، یا تا جایی که برای شما ممکن است) یک راه عالی برای بازسازی دید شما است. چرا که بعد از گذشت زمان، آن را با ذهنی تازه خواهید دید.

ویلیام گلدنبرگ تدوینگر فیلم The Insider می‌گوید:

«ما هر روز ساعت ۷ صبح فیلم را می‌دیدیم، که باعث می‌شد عینیت خود را از دست بدهیم. روزهایی بود که به وضوح آن را بیشتر از بقیه می‌دیدیم، اما چه می‌شد اگر از یک روز صرف‌نظر کنیم، که انگار مانند گذراندن یک هفته است، چرا که به دیدن آن عادت کرده بودیم.

اگر ۲۴ ساعت بگذرد، به‌نظر می‌رسد زمان زیادی از دست داده‌اید. اما برعکس، به‌طرز عجیبی شما را سریع‌تر پیش می‌برد».

خروجی نهایی فیلم The Insider دو ساعت و ۳۷ دقیقه است، پس می‌توان حدس زد که تدوین اولیه کار باید خیلی بیشتر از این بوده باشد.

این روش جالب نشان می‌دهد که تدوین یک فیلم سینمایی حدوداً چند روز طول می‌کشد و شاید این تنها روشی است که از این فاصله سودمند استفاده می‌کند

در ادامه بحث فاصله زمان و مکان، Eddie Hamilton  تدوینگر فیلم  Mission: Impossible — Fallout  در مصاحبه با Steve Hullfish گفته است:

«بعد از اینکه مچ پای تام کروز در یک صحنه بدلکاری شکست، کار برای حدود ۳ ماه تعطیل شد و در آن مدت من و Chris McQuarrie روی تدوین نهایی تمام سکانس‌هایی که تا آن لحظه فیلمبرداری شده بودند کار کردیم.

کریس سخن جالبی گفت: فاجعه فرصتی برای پیشرفت است. او همیشه نیمه پر لیوان و نکات مثبت را می‌دید. ما از این زمان برای بررسی دقیق فیلم استفاده کردیم و از خود سؤالات سختی درباره اینکه نقاط قوت فیلم کجا هستند و چگونه می‌توانیم آن‌ها را بهبود ببخشیم پرسیدیم. ما در تمام صحنه‌های باقیمانده برای فیلمبرداری تجدیدنظر کردیم و متوجه شدیم بهترین اتصال بین داستان چه چیزی می‌تواند باشد.

من فکر می‌کنم هر گروه فیلمسازی باید بعد از گذشت دو سوم از فیلمبرداری، کار را برای ۱ ماه متوقف کنند، تا آنچه را که گرفته‌اند بررسی کنند، در پلان‌ها تجدید نظر کرده و بعد از آن دوباره فیلمبرداری را ادامه دهند!

البته که این اتفاق نمی‌افتد. شما باید به این نکته به‌عنوان یک فرصت که به طرز دراماتیکی کیفیت داستانگویی را بالا می‌برد نگاه کنید».